تبليغاتX

آخ دلم! نشکنی ها
آخ دلم! نشکنی ها
باور كنم؟ كه در دل شان مي كند اثر اين قصه هاي تلخ كه در اشك و آه توست ؟
آخ دلم! نشکنی ها


ازلباس کهنه ات خجالت نکش از افکار کهنه ات شرمنده باش . (انيشتن)

تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده (چارلي چاپلين به دخترش)

هرگز عشق را گدايی نکنيد. معمولا چيز با ارزشی به گدا داده نمی شود

حقيقت و گل سرخ هردو خار دارند (مثال اسپانیایی)

من می‌انديشم، پس هستم...

واما تو عزیز گوش کن

ادعا نكن هنوز نيستي و
هنوز خاطرخواهم نشده اي.
هنوز مانده تا برسي.
هنوز زود است تا سايه ام شوي
روبه روي آفتاب.
براي گفتن حرفهاي زيبا
همه عاشقند.
براي گرفتن عكس با پروانه ها همه مشتاقند.
براي خواندن بهترين ترانه
با تو همه صدايشان رساست.
اما براي روزهايي كه مي خواهمت
در تنهايي و در سكوت
تو همان مدعي هميشگي هستي.
آيا بازهم تنهايم مي گذاري
در ميان جاده تنهاي غروب؟
مي خواهم تو آفتابم باشي و
من قول ميدهم بارانت باشم.
اي كاش هرگز از هم جدا نمي شديم.
اما آبهاي مهتابي درياچه به ما مي گويند
وقت خداحافظي است.
با اين بوي بنفشه كه در سرمان
مي پيچد.
مواظب خودت باش
همه مهربونا دوست نیستن

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
به نداي دلم گوش بده
فراموش شده(پانيذ خانم)
زینب خانم مهربون
جاودانه من(ارغوان خانم2 )
نا کجا آباد (صميم خانم)
باغ خيال (راحيل)
اي پادشه خوبان(مرجان)
صداي سكوت
مجتبي
قند عسل(پاييزي)
من و تو و خدا
عقيق
اگه منو دوست داري
سيماي دل(گندم2)
وبلاگ میلاد عدلیه / سایه ی سپیده
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
ردپاي بارون(فاطمه)
سنگها از سنگدلان بهترند
ستاره هاي خاموش
هميشه بهاري
عشق غایبانه(الهام خانم)
ميثم جان
فریاد بی صدا(ستاره)
آسمان غم
نشسته در تاریکی
داستان من و تو
برو حالشو ببر
هیاهوی حرف ها...امانم نمی دهند
ناگهان چقدر زود دير ميشود
غروب تنهايي
مسافر
حديث تنهايي(يكتا)
بيكران تا بيكران
سايه خيال دوست
بچه ايروني(بهناز)
گناه عشق
غريبه(راضيه)
سي تيه كالم
مهندس مكانيك
ترنم باران
نقطه سر خط
آي كيوووو
just for you(ميترا)
ناگفته هايي براي تو
صحراي دل(سارينا)
تك ستاره آسمون شب
مسافر غريب
کلبه ی دلتنگی های من
ناخدا(مهربون)
نيلوفر مرداب
مسعود
عليرضا
آخرين عشق
صداي سخن عشق
حرف دل
از هر دري(مرواريد)
تنهايي در سكوت(مرضيه)
هزار دستان
ساناز جون
مسافرخاطره ها
ღ ღشــــادی های منღ ღ
عاشق و معشوق
سکوت دل(سعید خان)
غزل خانم
در اتاقک خاموشم
آرزو و لبخند
آدم و حوا
نواهای دل شکسته ام
خوشبختی پروانه است
شبنم بهار(زری خانم)
عشق نافرجام(وفا)
تنها(سارا خانم)
دو دوست خوب
به خاطر تو
عشق(نگین خانم)
آن سوی خیال(محدثه)
عاشقانه ی رها پاییزان
آقا و خانم اسمیت
وبلاگ عاشقونه
پیچک(ژاله خانم)
پرستوی مهاجر
كلبه تنهايي(ترانه)
رنگ مرگ!!! نسترن
نغمه دل(میناخانم)
دیگه می زارمت کنار
.:: یا ابا صالح مهدی ::.
ای ستاره باورت نمی شود
نازنین خانم
غریبه ای آشنا
شکست خوردگان عشق
دختر شباي پاييز
غم های رویا جون
زندگی حس غریبی است که
پرواز در قفس
ღ♥ღ طلوع گل یاس ღ♥ღ
خسته از غبار جاده
حدیث راز
دختری از کهکشان تنهایی
تنهادختر عاشق غریب
طلسم عشق
عسل لوتی
خط خطی
معشوقه ی بی خبر
عشق و عطش
Love jost for u
لحظه هاي كوچك من
مهسا خانم
آب آتشگون
تا آخرین نفس
امير خان
کلبه تنهاییم
خسته از غبار جاده
بانوی کوچک دلتنگی
دل نوشته های ندا
ومن مسافرم ای بادهای همواره
سيب كال
رها خانم
و اما عشق...
عشقولانه
هميشه باراني
سپيده خانم (شاعره)
هم نفس
در به در عاشق
مرد تنهايي
عروسك خدا
شعر نو(س ا ب)
ايهام(افق كور)
"ستاراگان راک"
مهر
شاپركم شاپرك
كنيز فاطمه(س)
سورنا
دچار يعني عاشق
الهام و فهیمه
كلبه مشكي پوش
قصر كاغذي
حرفهايي از جنس نگفتن
شهر شاپرك
زندگي آدم بزرگها
داستانهاي منتخب
دسته بندي مطالب وبلاگ
پاي نوشته هاي عمو
پاي انتخاب عمو
پاي علاقه مندي عمو

پشتيباني

قالب اين وبلاگ توسط عمو طراحي شده است.

پشتيبان همه
الله
همه باهم همديگر را دعا مي كنيم

عزيزم گل ندارم زير پايت بريزم خودم گل ميشوم جانم فدايت

دوستان مژده مژده مژده

22 آذر تولد يك فرشته خوب و مهربون هست

بنام ارغوان

براي همين چند روز جشن داريم  دوست دارم سنگ تموم بزاريد

اولين تبريك را هم خودم بهش ميگم:

 

خواهرم ارغوان تولدت را از صميم قلب بهت تبريك ميگويم....

الهي خوشبخت باشي وسلامت .

نازنيني حرف قشنگي برايم نوشت با ياد او براي تو مي نويسم :

     ارغوان لمس بودنت مبارك .

 

بادکنک های رنگی بر ریسمان طلایی خود نمایی میکرد

چراغ های الوان در لابلای برگ ها ی گلدان درخشش خاصی به خانه داده بود  

خبر مهمی بود اون روز بهترین روز زندگیش بود

دل تو دلش نبود از شادي برخود مي پيچيد ودستهايش را بر هم ميماليد

ساعتی گذشت زنگ در به صدا در آمد به سمت در دوید تپش قلبش شدید تر شده بود

خود را آماده کرد سعی کرد خونسرد باشد در را باز کرد،

پشت در عده ای از مهمان ها بودند

نه،نباید الان می آمدند دوست داشت نفر اول او باشد

 ولی گویا اتفاقات بر وفق مرادش نبود

مهمان ها را با بی میلی به خانه خواند و مشغول پذیرایی شد ولی

 در دلش به شانس بد خود افسوس می خورد

ساعتی گذشت کم کم مهمان ها آمدند ولی از او خبری نشد دلش گرفته بود پریشان بود

 همه از او می پرسیدند ولی جوابی نمی شنیدند

 نمی دانست به مهمان ها چه بگوید خرد شدن خود را

آن هم به تدریجی در جمع مهمان ها حس می کرد به تظاهر می خندید و شادی می کرد

کم کم عقربه های ساعت آخر شب را نشان می داد ولی او هنوز نیامده بود

 با دلهره به طرف تلفن رفت گوشی را برداشت شماره گرفت

 از آن طرف خط صدایی آمد:

عزیزم ببخشید کار داشتم نتونستم زودتر به خانه بیایم  شامت را بخور منتظرمن نمان

 گوشی تلفن را در دستانش فشرد داشت خفه می شد دنیا روی سرش خراب شد

ناگهان به صدای زنگ ساعت از خواب پرید وای!خدای من چه کابوسی! 

باید زودتر بلند می شد امروز بسیار کار داشت آخر تولد عشقش بود......

موقع تولدقشنگ توهرچي كه دعاكني مستجاب ميشه

 چشم توبهترين هردونيمه  انتخاب ميشه

آن شبي كه صبح آن تولدتوست آفتاب ميشه

 عكس توجاي ماه توي آسمان نقره قاب ميشه

 


[ پاي علاقه مندي عمو ]
+



تمامي حقوق مادي و معنوي براي عمو محفوظ است